دانشگاهی به رنگ کارآفرینی

احمدرضا ابراهیمی، دانشگاه رامیت را گام بلندی می داند که برای کارآمدسازی آموزش زبان، ایجاد ذهنیت رشد در زمینه کسب و کار دانشجویان و اساتید، افزایش حس مسئولیت پذیری آموزشی در دانشجویان، تغییر اساتید به کارآفرین های بازار و نظریه پردازان علوم و ایجاد رابطه مستقیم بین بازار کار و دوره های دانشگاه تلاش می کند. وی، آموزش انتخاب و مسئولیت پذیری به دانشجویان، درگیر کردن نیاز مستقیم دانشجویان با آموختن های دوره ها، تغییر روش یادگیری زبان را از جمله اهداف دانشگاه رامیت می داند که به تمرین مهارت های فردی در زمینه ذهنیت رشد و باورها، برگزاری دوره های آموزش زبان با محتوای متناسب با بازار کار، تمرین ایجاد روش های فردی جهت کسب علم کارآمد بخشی از توانایی های آن است.


بیش از نیم قرن است که به دلیل  نیاز جامعه بشری در کشور های مختلف جهان، افرادی عزم بر ایجاد ارتباط بین ملل مختلف از طریق آموزش زبان نهاده و اولین گام تئوری دهکده جهانی را را با ایجاد موسسات و آموزشگاه های زبان برداشته اند. این اقدام در سطح گشترده موجب سهولت دسترسی برای تمامی مردم جهان شده است. در پنج سال گذشته با فراگیر شدن استفاده از اینترنت در بین همه اقشار، تعداد این مراکز به تناسب تعداد متقاضیان افزایش یافته است. در جهت امر آموزش کتاب های فراوانی نیز تالیف شده و در دسترس فراگیران قرار گرفته است که هر کدام در سدد ارائه راهکاری آسان و جامع برآمده اند. اگر به زمانی قبل از فراگیری اینترنت و ارتقا آموزش زبان بر پایه تکنولوژی اینترنت محور باز گردیم این کتاب و دیکشنری  ها از جایگاه ویژه ای در بین متقاضیان برخوردار بودند. 
ضعف این سیستم ها پایین بودن راندمان آنهاست. شاید هر هزار نفر ورودی به موسسات آموزش زبان تنها تعدادی انگشت شمار به شکل کاملا رضایتمندانه از مواردی همچون سطح زبانی، قدرت در مکالمه یا نگارش و اعتماد به نفس یاد کنند.برخی از پژوهشگران علل این موضوع را فاصله زیاد بین زبان انگلیسی و فارسی می دانستند اما پس از بررسی عده ای از زبان آموزان ژاپنی تبار در یافتند این ضعف ها در آنها هم وجود دشته و موجب این ضعف ها نوع نگرش به امر خطیر آموزش است.
یکی از این ضعف ها این است که محتوای آموزشی ارائه شده با نیاز های زبان آموز همخوانی ندارد. مثلا زبان آموزی که قصد دارد برای ادامه تحصیل در حوزه مهندسی به خارج از کشور مهاجرت کتد قطعا نیاز مند آن است که در این باره آموزش ببیند و طبعا آموزش های نا مرتبط باعث می شود دچار افسردگی شده و تصور کند به اهداف زبانی خود نرسیده است. از این حال بد نلاش و پشتکار زبان آموز را می کاهد.


غالبا کار آفرینان و افراد موفق کسانی هستند که تحصیلات آکادمیک نداشته یا آن را در یک زمان مشخص رها کرده اند. نقطه مشترک تمامی افراد مشهوری که آنها را با موفقیت در ایجاد یک کسب و کار جدید می شناسیم این است که دانشگاه در زندگی آنان نقش کمرنگی داشته است. خود اتکایی و به کم قناعت نکردن در علم باعث شده تمامی این افراد تلاش کنند با ایجاد یک تحول و با ایجاد یک فضای جدید بستر را برای رشد خود و دیگر افراد فراهم ساخته اند. شما نمی توانید هیچ کار آفرین نمونه ای را پیدا کنید که با بهره گیری از آموخته های دانشگاه به موفقیت دست یافته باشد. گرچه بعضا این تحصیلات را گذرانده اند، اما تنها دلیل آن ارتباطات اجتماعی و تعامل با سایر افراد بوده است؛ نه صرفا یادگیری علم یا به دست آوردن مدرک. 


متاسفانه در سراسر جهان دانشگاه هایی معتبر با سطوح علمی بسایر بالا وجود دارند که هنوز نتوانسته اند با کار آفرینان خود جوش کنار بیایند، به آنها خدمات ارائه دهند یا از آنها بخواهند در مورد تجارب و رموز موفقیتشان با دانشجویان صحبت کرده تا حتی یک نفر بتواند از آن نتیجه بگیرد. همواره درصد کارآفرینان و افراد موفقی که توانسته اند از صنعت، بازار و دیگر زمینه های توسعه سر برآورند بسیار قابل توجه تر از آنچه آمار و ارقام در مورد بهره مند بودن خروجی دانشگاه از این گستره نشان می دهندبوده است. 

تمامی حقوق مادی و معنوی این تارنما متعلق به احمدرضا ابراهیمی می‌باشد.