لغات آلمانی با معنی متفاوت و تلفظ یکسان

یادگیری زبان آلمانی مانند یادگیری هر زبان دیگری ممکن است ابتدا بسیار دشوار و غیر ممکن به نظر بیاید چرا که فراگیران آن را با زبان مادری خود مقایسه می کنند و به زبان مادری خود فکر می کنند. با توجه به این که آلمان کشوری است که دانشگاه های مطرحی برای ادامه تحصیل به صورت رایگان یا با هزینه اندک دارد داوطلبان زیادی برای ادامه تحصیل یا کار هر ساله در صدد فراگیری این زبان هستند.
هنگام یادگیری یک زبان خارجی علاوه بر اینکه با سیل عظیمی از قواعد ساختاری دشوار و لغات نا آشنا روبرو می شویم یادگیری جزئیات و استثنائات زمان بیشتری را از ما می گیرد. یکی از این موارد یادگیری لغات آلمانی با معنی متفاوت و تلفظ یکسان است که تنها با تکرار و تمرین و ممارست می توانید در هنگام رویارویی با آنها معنای درست را برداشت کنید. البته استفاده از یک دیگشنری خوب آلمانی را نیز فراموش نکنید. به این کلمات هم آوا یا هوموفون می گویند. هوموفون کلماتی است که مانند کلمه دیگر به نظر می رسد، اما به صورت متفاوتی هجی می شود و معنای متفاوتی دارد.

توضیحات برای عکس ثبت نشده

هوموفن ها بیشتر در مکالمات زبان آلمانی دردسر ساز می شوند، بنابراین در مکالمه با گویندگان آلمانی این امکان وجود دارد که با آنها روبرو شوید. همین جا است که احتمالاً سردرگمی و سوء تفاهم بوجود می آید اما این اشکالی ندارد، همه بخشی از روند یادگیری است. تمام تلاش خود را برای انجام تمرین مکالمه انجام دهید، و هنگامی که با یک هموفون جدید روبرو شدید، در صورت امکان آن را یادداشت کنید. قوانین اساسی تلفظ آلمانی یک امکان ضروری برای شروع فراگیری مبتدیان زبان آلمانی است و مهم آن است که آن را به درستی بدست آورید.


توضیحات برای عکس ثبت نشده

چه در انتهای یک کلمه ، چه قبل از صامت ، صدای s یکسان است. در اینجا چند جفت کلمه آلمانی وجود دارد که فقط در یک "s" متفاوت هستند.

hast/ hasst (داشتن / نفرت)
bis / der Biss (تا / نیش زدن)
ist / isst (است / می خورد)
misst/Mist! (اقدامات / لعنتی!)
das / dass (آن / آن)


در آلمانی، بین استفاده از "آن" به عنوان ضمیر نمایشی، جایگزین کردن یک چیز و "آن" به عنوان یک ترکیب، تفاوت وجود دارد و دو عبارت را به هم متصل می کند. مثلا:

Das is nicht wahr (این درست نیست)
Ich glaube، dass du recht hast (من معتقدم که شما درست می گویید)


در اینجا مورد دیگری است:

frisst / Frist (می خورد / مهلت)
frisst از فعل fressen نشأت می گیرد، که به طور معمول برای حیوانات به کار می رود.


در حقیقت تفاوت اندکی در تلفظ بین "s" و "z" در شروع کلمه وجود دارد. s بیشتر شبیه انگلیسی "z" است، مانند "صفر"، در حالی که z باید "ts" تلفظ شود. اما، به دلیل اینکه صدای "ts" در انگلیسی وجود ندارد، برای انگلیسی زبانان بومی رایج است که تشخیص "z" از "s" در آلمانی، هم در شنیدن و هم در صحبت کردن، دشوار است و موارد زیر را به طور مؤثر انجام می دهند. هموفون ها:

Zähne / Szene (دندان / صحنه)

توضیحات برای عکس ثبت نشده

پایان کلمات با d / t و dt / tt در اصل دارای صدای یکسان هستند، که یکی از دلایلی است که انگلیسی زبانان بومی هیچ مشکلی برای تمایز میان کلمات انگلیسی مانند "علفهای هرز" و "گندم" ندارند. به مثالهای زیر توجه کنید:

der Bund / bunt (انجمن ، دولت فدرال / رنگارنگ)
das Rad / der Rat (دوچرخه ، چرخ / مشاوره ، مشاور)
Die Stadt / statt (شهر / به جای آن)
seid / seit (هستند / از زمان)


این موارد تنها نمونه هایی از هموفون های آلمانی است که اگر با تمرین آنها را یاد نگیرید به دردسر خواهید افتاد. در ادامه لیستی از نمونه هایی از هموفون های متداول در زبان آلمانی به شما ارائه خواهیم داد:


• Aale, Ahle
• Aalen, aalen, Ahlen
• Aar, Ahr, Ar
• Aas, aß
• Achsel, Axel
• Ahnen, ahnen
• Ai, Ei
• Aigen, eigen
• Ängste, engste; Ängsten, engsten
• Annalen, analen
• Äste, Este
• aussäen, aussähen
• backen, Bakken
• Bad, bat
• Bai, Bei, Bey
• bald, ballt
• Bällen, bellen
• Band, bannt
• Bar, bar
• Beben, beben
• Beete, bete
• bis, biss, Biss
• Block, Blog
• Bob, Bop
• Bohle, Bowle, bowle
• Boot, bot
• Boote, Bote
• Bug, buk
• Bund, bunt
• campten, Kempten
• Celle, Zelle
• Chor, Korps
• Code, Kot
• Coup, Kuh
• Crêpes, Krebs
• cross, kross
• Cut, Kat
• das, dass
• dealen, Dielen
• dehnen, denen
• Dschinn, Gin
• Eichen, eichen
• erhält, erhellt
• Fähre, faire
• Fälle, Felle
• fällt, Feld, -feld, Veld
• Färse, Ferse, Verse
• fast, fasst
• fetter, Vetter
• fiel, viel
• Fiber, Fieber
• Ficks, fix
• Finish, finnisch, Finnisch
• fließt, fliehst, fliest
• folglich, volklich
• frisst, Frist
• Gärten, Gerten
• Gase, Gaze
• gehste, Geste
• Geld, gellt
• Gewand, gewandt
• Grad, Grat
• Graf, Graph
• Grus, Gruß
• hacken, hecken, Hecken
• Halt, hallt
• hallte, halte
• hält, Held, hellt
• Hämmer, Hemmer
• handysch, händisch
• hängst, Hengst
• harrt, hart
• hasst, hast, Hast

• Häute, häute, Heute, heute
• Hechse, hexe, Hexe
• Heer, hehr, her
• Heerfahrt, Herfahrt
• Hemd, hemmt
• Heuer, heuer
• hohl, hol
• Hund, Hunt
• ihre, Ihre, Ire oder ihren, Ihren, Iren
• isst, ist
• Kälte, Kelte
• kannte, Kante
• Kapern, kapern (oder Kaper, kaper)
• Klos, Kloß
• Kneipen, kneippen
• konnten, Konten
• küsste, Küste
• Lachs, lax
• Laib, Leib
• laichen, Leichen
• Laie, Leihe
• lasst, Last
• Lärche, Lerche
• läuten, Leuten
• Leader, Lieder
• Leere, Lehre
• leeren, lehren
• Leerstelle, Lehrstelle
• Leerzug, Lehrzug
• Leid, leiht, Leit-
• links, Links
• lies, ließ
• liest, least
• Liegen, Ligen
• Loser, Luser
• Luchs, Lux
• Maar, Mahr
• Mahl, Mal
• Mähre, Märe
• Maisen, Meisen
• Meer, mehr
• mahlen, malen
• man, Mann
• Märkte, merkte; Märkten, merkten
• Mathe, Matte
• Meer, mehr
• mehlieren, melieren
• Miene, Mine
• misst, Mist
• Mob, Mopp
• Mohr, Moor
• Mopps, Mops, mops
• mühten, Mythen
• Mund, Munt
• Nachfahren, nachfahren
• Nachnahme, Nachname
• Nähe, nähe
• nahmen, Namen
• Nitrid, Nitrit
• packt, Pakt
• Paps, Pubs
• Peak, Pik
• Phi, Vieh
• pisste, Piste
• Prinz, Prints
• rächen, Rechen
• rächt, Recht
• Radschlag/Ratschlag
• Rasen, rasen
• Rad, Rat
• Raid, Reet
• Rain, rein
• rechts, Rechts

• Rede, Reede
• Rederei, Reederei
• Reinfall, Rheinfall
• Reis, reiß
• reist, reißt
• ruhte, Rute, Route
• säen, sähen
• Sämann, Seemann
• sänge, senge, Senge
• Sätzen, setzen
• Saite, Seite
• Samt, samt
• schafft, Schaft
• schallten, schalten
• Schänke, schenke
• schellte, Schelte
• Schlächter, schlechter
• Schlämme, schlemme
• schoppen, shoppen
• Schwälle, Schwelle
• Schwamm, schwamm
• Schwämme, Schwemme
• Seen, sehen
• seid, seiht, seit
• sie, sieh
• Siegel, Sigel
• Sohle, Sole
• Sold, sollt
• späht, spät
• Spind, spinnt
• Stadt, statt
• Städte, Stätte
• Ställe, Stelle, stelle
• starrt, Start
• Steak, Steg
• stehlen, Stelen
• stiehl, Stiel, Stil
• Taste, taste
• Toast, tost
• Tod, tot
• Trend, trennt
• Uhrzeit, Urzeit
• Umfeld, umfällt
• Vasen, Wasen
• Verband, verbannt
• Verben, werben
• vergas, vergaß
• verleasen, Verliesen
• verließ, Verlies
• verwaist, verweist
• verzinst, verzinnst
• Villen, Willen
• Waage, vage, wage
• Waagen, wagen, Wagen
• Wahl, Wal
• wahr, war
• wahre, Ware
• Waid, weiht, weit
• Waise, waise, Weise, weise
• Wald, wallt
• Wälle, Welle
• Wände, Wende
• Wand, wand, Want
• Weck, weg
• Wehr, wer
• wehrt, Wert
• weis, weiß
• weist, weißt
• Werg, Werk
• wieder, wider
• wird, Wirt
• Zunahme, Zuname


عموم افرادی که متمایل به یادگیری زبان آلمانی هستند، تصور می کنند که برای یادگیری بهتر لازم است تمامی این کلمات را به خاطر بسپارند؛ اما آنچ واضح و مبرهن است این موضوع است که ذهن انسان از توانایی بسیار بالایی برخوردار است و نباید این توانایی و پتانسیل را با روش های نادرست و غیر اصولی مانند حفظ کردن کلمات و لیست های طولانی به هدر داد. زمانی که در یادگیری زبان یک مهارت را تکرار کنیم ذهن ما مسیر های عصبی ایجاد کرده و این مهارت را به یک عادت تبدیل می کند. 
در موسسه آموزش زبان احمدرضا ابراهیمی سبک و سیاقی برای آموزش در نظر گرفته شده است که با اتکا برا توانایی ذهن در کوتاه ترین زمان ممکن دوه های آموزش زبان آلمانی در ۵۰ روز را به علاقه مندان این زبان ارائه داده است.
شما علاق مندان به یادگیری زبان آلمانی می توانید با شرکت در دوره های همیاد زبان آلمانی طعم شیرین یادگیری به یک شیوه نوین و بسیار سریع را چشیده و پس از آن با ورود به دوره راکت زبان آلمانی در کوتاه ترین زمان ممکن به هدف خود دست یابید.

توضیحات برای عکس ثبت نشده

مقالات مرتبط - آموزش زبان

ثبت نام در دوره آموزشی راکت


توضیحات برای عکس ثبت نشده توضیحات برای عکس ثبت نشده
توضیحات برای عکس ثبت نشده
تمامی حقوق مادی و معنوی این تارنما متعلق به احمدرضا ابراهیمی می‌باشد.