سلامی گرم به شما دوستان عزیز و گرامی. من علیرضا احمدی هستم. امروز میخواهم آنچه را که در جلسه ششم دوره همیاد زبان انگیلیسی با استاد طباطبائی اتفاق افتاده است را بیان کنم.
چندی قبل از شروع کلاس من تکالیفم را فرستادم. سپس کلاس شروع شد. استاد با سلامی که برای من فرستادند انرژی حیرت آوری به کلاس آوردند.
مطمئن هستم هر کسی دوست دارد که کلاسش با چنین سلامی شروع شود. بعد از احوال پرسی های گرم استاد کلاس ما شروع شد. بعد از احوال پرسی, استاد برای من یک جمله و چند نام بیماری و چند غید زمان ارسال کردند, و از من خواستند که با این ها جملات واقعی درست کنم مثل:(من دیروز سرما خوردم).
من هم چند جمله برای استاد فرستادم که همه آنها درست بود و استاد هم من را تشویق زیادی کردند. بنابراین به ادامه کلاس پرداختیم. استاد برای من لینکی از یوتویوب فرستادند و گفتند بعد از دیدن این کلیپ در مورد آن به انگیلیسی حرف بزنم.
من هم در حد توانم حرف زدم ولی خب یکم کم بود ولی استاد به من انرژی و روحیه ی زیادی دادند, من هم پر انرژی کلاسم را ادامه دادم.

توضیحات برای عکس ثبت نشده

 

بیشتر بخوانید:

 

سپس استاد یک اسکیرین شات از کلیپ برای من فرستادند و گفتند که در تصویر چه میبینم؟ من هم به انگیلیسی به استاد گفتم یک خانواده و یک گارسن میبینم.
سپس استاد از من پرسیدند که آنها کجا هستند؟ من هم به استاد گفتم که آنها در رستوران هستند.سوال بعدی استاد این بود که آنها چه میکنند؟ من هم به استاد گفتم آنها در مورد غذا حرف میزنند.
سپس استاد از من پرسیدند که آنها در مورد چه حرف میزنند؟ من در جواب استاد گفتم که آنها با گارسن صحبت میکنند. تسک بعدی استاد این بود که چیز هایی که در اسکرین شات استاد بود مثل: تعداد افراد, کاری که میکنند, کجا هستند و از این جور چیز های ان کلیپ را ببنیم و در مورد آنها صحبت کنم و ویس آن را ارسال کنم.
همچنین استاد از من خواستند که چیزی را یادداشت نکنم و فقط چیز هایی را که به ذهنم آمد را بگویم. من هم تمام تلاش خود را کردم که خیلی صحبت کنم و نتیجه هم داد ولی من یک اشکال را در تمام ویسم تکرار میکردم.
من بعد از چند بار تکرار  بالاخره من توانستم اشکالم را رفع کنم. بعد از ان استاد از من خواستند که پنج جمله از اول کلیپ بنویسم. من هم همین کار را کردم.

 

بیشتر بخوانید:

 

توضیحات برای عکس ثبت نشده

سپس استاد از من خواستند که جاهایی راکه میشه تغیر داد تغیر بدم و جملات جدید بسازم. من هم همین کار را کردم و آن پنج جمله را برای استاد ارسال کردم استاد هم مرا خیلی تشویق کردند.
سپس استاد از من خواستند که آنها را بخوانم و ویسش را ارسال کنم, من هم همین کار را کردم. پس استاد از من خواستند که با یکی از کلمه ها سه مثال بزنم.
من در ابتدا مثال اشتباهی زدم اما استاد مرا متوجه اشتباه خود کردند و من هم اشتباه خود را تصحیح کردم. ولی متاسفانه کلاس ما دیگر به پایان رسیده بود, پس استاد تکالیف من را برای من ارسال کردند و با من خداحافظی کردند.
خب امیدوارم شما هم با ثبت نام کردن در دوره های همیاد با لذت زبان یاد بگیرید.