سلامی گرم به شما دوست عزیز. امروز اولین جلسه من از دوره فشرده (راکت)  زبان چینی در ۵۰ روز بود. امروز من شروع کردم به یاد گرفتن زبان چینی با استاد احمدرضا ابراهیمی. کلاس من از ساعت ۳ بعد از ظهر شروع شد. در ابتدا آقای ابراهیمی با من احوالپرسی گرمی کردند و کلیپی از یوتیوب برای من ارسال کردند. کلیپ حدود ۵۶ ثانیه با زیرنویس چینی بود. در این کلیپ کلمه ای وجود دارد که به صورت جسورانه بیان شده و در موقعیت های مختلف از آن کلمه استفاده شده است. آقای ابراهیمی از من خواستند که کلمات کلیدی ، عبارات یا جملات را تایپ کرده و ویس تلفظ  آنچه را که از هر یک از آنها فهمیدم برای استاد ارسال کنم. به نظر من استاد با این کار می خواستند من آن جملات را کپی کنم و با کپی کردن آنها با چینی ها آشنا شوم ،و به زبان چینی متصل شوم و از تلفظ ها ، اصطلاحات و عملکردهای آنها مطلع باشم. همچنین که استاد از من خواسته بود که در فهم زبان چینی  در متن تمرکز کنم. همچنین او از من خواست که از کاری مانند استفاده از سایر زبانها یا ترجمه کمک نگیرم چون من یاد گرفتم وقتی ترجمه میکنم فقط همان لحظه آن را بلدم ولی وقتی خودم یاد بگیرم همیشه در ذهنم خواهد ماند سما هم فقط کافی است از کلیپ استفاده کرده و تمرکز کنید. من فکر می کنم دلیل اینکه استاد از من خواست از ترجمه دست بردارم این بود که  این کار به نفع خودم بود. و اما من نتوانستم زبان چینی را برای صفحه کلید موبایلم پیدا کنم ، بنابراین من شروع کردم به نوشتن آنها در دفتر خودم که وقت خود را تلف نکنم. من این فعالیت را برای ۵ کلیپ انجام دادم و تقریباً همه آنها صحیح بودند. نکته این است که استاد برای هر یک از آن جملات نظراتی را برای من ارسال میکردند و مرا تشویق میکردند که ادامه بدهم. برای تسک بعدی مجبور شدم جملات و عبارات جدیدی را مانند گذشته بنویسم و تلفظ های آنها را نیز ارسال کنم. بنابراین شروع کردم به نوشتن جملات و عبارات و ارسال ویس جملات آنها و آنچه از آنها فهمیدم. من معتقدم که هدف استاد این بود که من بر روی تلفظ ها و خواندن از آنچه می خوانم و می نویسم آگاه باشم. اما دلیل ایجاد این عادت ها ارتباط با زبان چینی و دیدن اینکه من می توانم بخوانم. من این کار را برای سه کلیپ دیگر انجام دادم. سپس او از من خواست که عکسی از همه چیزهایی که نوشته ام و صدای آنها نیز ارسال کنم. من قادر به ارسال فیلم از آن نیز هستم. این روش که روی خواندن و صحبت کردن خود کار کردم. و همچنین از این طریق ، من شروع به بررسی خودم کردم و به آنچه قرمز کردم ، گفتم ، نوشتم یا فهمیدم. بنابراین دلیل تأیید و پاسخگویی به آنچه من نوشتم و انجام داده ام بود. کلیپی بود که مجبور شدم مکالمه آن را بنویسم. اما نکته این است که من مجبور بودم فقط چیزهایی را که می فهمیدم بنویسم و به آنها اطمینان داشتم بنویسم ، نه همه آن. نکته این است که او می خواست من تمرکز خود را حفظ کنم ، احساساتم را کنترل کنم و مسئول یادگیری من باشم. آخرین کار من پر کردن مکالمه با تماشای برخی کلیپ های دیگر بود. من احساس می کنم ، با این کار من شروع به جستجوی کلیپ های دیگر کردم و سعی کردم چیزهای جدیدی را که در گفتگو بودند پیدا کنم ، و او هم این را می خواست. احساس می کنم که او می خواست من با این کار درگیر چینی شوم و می بینم که می توانم بدون معلم بروم. و من می توانم خودم بروم. بعد از این فعالیت اولین جلسه من تمام شد. باید بگویم که ۲ عادت یادگیری وجود داشت که در همه فعالیتها وجود داشت. مورد اول این بود که: من نباید وظایف را قضاوت کنم و کارهایی را که باید انجام دهم انجام دهم. دوم: من باید در مورد کار و آنچه می فهمیدم اطمینان پیدا کردم. همچنین نکات مهمی وجود داشت که وی به من گفت: ۱: لازم نیست از تکنیک ترجمه استفاده کنم و چیزهایی را به خاطر بسپارم. در عوض من می توانم با جملات چینی بازی کنم و می توانم خود را در آنها غوطه ور کنم یعنی بجای حفظ کردن یاد بگیرم. ۲: من نباید سعی کنم همه چیز را درک کنم و می توانم خودم آنها را کشف کنم و خودم از آنها مطلع شوم و درک کنم. حداقل باید بگویم که واقعاً عالی بود. واقعاً کار سختی بود ، اما من آن را خیلی دوست داشتم. و احساس خوبی نسبت به آن دارم.خب امیدوارم تونسته باشم با نوشتن این مقاله کمکتون کرده باشم و امیدوارم شما هم با ثبت نام کردن در این دوره انتخابی درست کرده باشید.