امروز هم مثل روز قبل کلاس راس ساعت ۴:۴۵ دقیقه شروع شد و در حالی که هفته پیش درباره کلماتی همچون late ، on time و early اطلاعات کسب کرده بودن همه اونها خوشحال بودند که می تونند از این کلمات استفاده کنند و با ورود هر کدوم از بچه ها به ساعت نگاه می کردند و از کلمات متناسب به خوبی استفاده می کردند.
برای یادگیری زبان، نیاز به تمرین و تکرار است که فکر می کنم اگر این تمرین و تکرار در راستای موارد واقعی به کار برده بشه، قطعا می توانه نتایج بهتری رو به بار بیاره. بزرگواری در این رابطه می گه: دانستن خوب است، ولی توانستن بهتر است!

 

فقط امروز 1 میلیون تومان تخفیف دوره راکت

 

هفته پیش موضوع کلاس درس، درباره events and time بود که تمامی دانش آموزان با تمرین و تکراری که توسط استاد انجام شد، تونستند به طور کامل به این موضوع مسلط بشن و تونستند زمان های مختلف رو به زبان انگلیسی به کار ببرند.

مثال های عینی می تونه یادگیری زبان انگلیسی و هر زبان دیگه ای رو آسان بکنه و به کار بردن درست و بجا از مثال های مهم هم، می تونه یکی از توانایی های اساتید باشه که به موضوع چگونگی طرح مسلط هستند.

 

شروع کلاس به چه شکل گذشت؟

استاد کلاس رو با سوال درباره اینکه آخر هفته خودتان را چطور گذرندایم، آغاز کردند و همه به صورت دست و پا شکسته اما با اعتماد بنفسی بهتر از جلسه قبل درباره موضوع صحبت کردند. تفاوت در صحبت کردن هر کدوم از اون ها به وضوح دیده می شد. همه می دونستند که صحبت کردن به زبان فارسی، توی این کلاس ممنوع هست و سعی می کردند با کلمات درست یا اشتباه، نزدیک یا دور، کوتاه یا بلند و خلاصه  با هر روشی جز فارسی صحبت کردن، منظور خودشون رو برسونن.

از نظر تمامی زبان آموزان، استاد نسبت به بیشتر کسانی که تا به حال دیده بودند، لهجه انگلیسی غلیظی داشت و این دو دسته نظر رو به همراه داشت. یک اینکه خیلی ها نگران این بودند که نتونن به خوبی متوجه صحبت های ایشون بشن و دوم، سری دوم بودند که نظرشون این بود که صحبت کردن با این غلظت، قدرت شنوایی هر کدوم از اونها رو بهبود می داد. نظر شما چیه؟

 

 

اینجا فارسی ممنوع است!

کم کم گروه دوم تونستند توی همین جلسه دوم دسته اول رو قانع بکنند که بهتره از این ویژگی مثبت استاد خوشحال باشیم و به این چشم به این موضوع نگاه بکنیم که همگی داریم به یه مکالمه یا صحبت فرد بومی، گوش می دیم.
صحبت کردن توی این کلاس داشت به جاهای خوب و جذابش می رسید. یکی دو نفر از زبان آموزان که ترم پیش هم برای تهیه گزارش در کنارشون بودم، در همین یکی دو جلسه، به مراتب بهتر شده بودند و هر چند کوتاه اما به خوبی می تونستند از عهده مکالمه کلاس، البته نسبت به سطح خودشون، بربیان.

 

 

آیا ترجمه کردن تک تک جملات کار درستی است؟

یکی از زبان آموزان که متوجه مفهوم جملات استاد، بهتر از سایر همکلاسی هایش می شد برای کمک به همکلاسی های خود که به خوبی متوجه صحبت های استاد نمی شدند، ترجمه فارسی هر یک از جملات یا لغات انگلیسی را بیان می کرد.
در نهایت استاد به او و دیگران کار با دیکشنری را پیشنهاد داد و از همگی خواست که حتما جلسه بعد با دیکشنری های خود به سر کلاس بیان. یکی از زبان آموزان که دایره لغات زبان انگلیسی اش از بقیه محدودتر بود و نگران این موضوع شده بود، به این موضوع اشاره داشت که حتی یک کلمه از جملات را نمی فهمد که بتواند بقیه جمله را حدس بزند.
اما استاد با جدیت و ممارست شاگردان خود را قانع کرد که شاید در ابتدا کار با دیکشنری برای شما سخت باشد اما به مرور یادگیری را برای شما راحتتر می کند و می توانید زمان اندکی را به یادگیری زبان انگلیسی بپردازید. ایشان بیان کردند که در دیکشنری می توانید کلمات مترادف بسیاری را برای لغت موردنظر خود پیدا کنید و با مثال های ساده ای که برای هر کلمه زده شده است می توانید به کلیت مفهوم لغت، پی ببرید.
در همین جلسه از بچه ها خواست که کار با دیکشنری را در حالی که اول راه هستند، شروع بکنند و رفته رفته تعداد بسیاری از زبان آموزان برای این پیشنهاد استاد خوشحال شدند.
کار با دیکشنری برای افرادی که به تازه گی یادگیری زبان را شروع کرده اند و یا در رده های ابتدایی هستند، حکم یک سکوی پرتاب است که اگر بتوانید خود را مالک این سکو کنید، می توانید این مسیر را با سرعت بیشتری بپیمایید.

 

 

داشتن استادی که فاصله سنی کمی با شاگردان خود داشته باشد، غنیمت است. چرا که بهتر از هر کسی به نیازهای زبان آموزان خود، شناخت داشته و می تواند بهتر کلاس خود را اداره بکند؛ در ضمن زبان آموزان هم احساس نزدیکی بیشترین با استاد خود می کنند.
در ضمن موفقیت های ایشان، در زبان آموزانش ایجاد انگیزه می کند و قطعا می دانند با تلاش و جدیت می توانند در همین سن های ابتدایی شغل خوبی را برای خود بدست بیاورند.

 

 

یادگیری زبان انگلیسی با استفاده از بازی و سرگرمی

روش کار استاد آموزش زبان با استفاده از سرگرمی بود. که این موضوع خودش باعث شده بود که همه احساس بهتری داشته باشند و تمرین ها رو با لذت بیشتری و نه صرف تنها یادگیری، انجام بدهند.
اگر خاطرتان باشد هفته پیش استاد بازی با کلمات را طراحی کردند، با استفاده از حدس زدن تک تک حروف های کلمه ای که استاد در ذهن خود داشت، بازی به اتمام می رسید. هدف بازی: یادگیری لغات بیشتر، آشنایی با املای کلمات و آشنایی با تلفظ کلمات.
-شرح بازی با حروف:
برای این کار با توجه به جای خالی هایی که گذاشته بودند همه حدس می زدند این کلمه از چند حرف تشکلیل شده است و بعد یکی یکی حروف این کلمه را حدس می زدند و اگر درست حدس زده بودند، استاد حروف رو سر جای خودش می گذاشت و کم کم کلمه تکمیل می شد در آخر از زبان آموزان می خواست که کلمه را تلفظ بکنند.
بازی در ابتدا خیلی کند پیش می رفت اما به مرور بازی رنگی راحت تر به خود گرفت و برای همه آنها راحت تر شده بود. اما سرگرمی امروز متفاوت با جلسه قبل بود. امروز استاد یک سری سوال های بهم ریخته را روی وایت برد نوشتند و از شاگردانشان خواستند که جملات را مرتب کنند. همه دست به کار شدند و در نهایت وقتی زمان به جملات پایانی رسید، همه سرعت عمل بیشتری را کسب کرده بودند. یادگیری زبان با مسابقه و سرگرمی باعث شده بود که همه از جمله من متوجه ساعات پایانی نباشیم و زمان به سرعت می گذشت!

 

استاد تغییر باشیم نه قربانی تقدیر…

 

 

موضوع جدی درس امروز!

موضوع امروز کلاس، درباره آشنایی با روزهای هفته به زبان انگلیسی و استفاده از at و on در جملات بود.
روزهای هفته به انگلیسی
 یا همان weekdays، به زبان آموزان یاد داده شد. زبان آموزان اما با موضوع جدیدی آشنا شدند و فهمیدن در زبان انگلیسی هر تعداد روزی که در هفته و به صورت مستمر تعطیل باشد جزء روزهای هفته محسوب نمی شود و در زبان انگلیسی به این روزها که برای ما ایرانی ها پنج شنبه و جمعه می شود، the weekend می گویند.
در ادامه درس استاد بیان کردند که حرف اضافه at در انگلیسی برای زمان به کار برده می شه و حرف اضافه on برای روز که برای همین موضوع تمرین هایی نیز حل شد .

 

بحث های پایانی

در نهایت موضوع آخر کلاس، درباره عبارات پرسشی what time، what day و when و همینطور زمان استفاده از هر کدام بود. استاد بیان داشتند که what time زمانی استفاده می شود که ما بخواهیم زمان یک برنامه را بپرسیم. مثل اینکه بخواهیم از زمان دقیق کنسرت و اینکه در چه ساعتی برگزار می شود اطلاع یابیم. اما what day برای زمانی بکار برده می شود که بخوایم از روز اجرای کنسرت مطلع بشویم و when هم که به معنی چه وقت است کاربردی تقریبا شبیه به what time دارد.
کلاس ساعت ۶:۱۵ تمام شد. و زبان آموزان خوشحال بودند که امروز توانسته اند با موضوعات بسیار و البته جدیدی آشنا بشن. استاد از همه آنها خواست که صدای خود را ضبط بکنند و به مکالمه ای با موضوع درس امروز بپردازند و البته این صدا باید در گروهی که به عنوان پشتیبانی ۲۴ ساعته تشکیل شده بود، ارسال می شد.
هدف از این کار علاوه بر تمرین درس های جدید، تقویت مهارت speaking و همینطور  تلاش برای ادای جملات و البته تقویت تلفظ کلمات و جملات بود. اصرار به صحبت کردن از سمت اساتید برای این است که بتوانند زبان آموزان را به حد بالایی از آمادگی برای مکالمه زبان انگلیسی برسانند تا زبان آموزان بتوانند در محیط های واقعی به راحتی با افراد بومی و افراد مسلط به زبان انگلیسی، ارتباط برقرار کنند.
اینکه بتوانیم در همین ابتدا جسارت صحبت کردن را به زبان آموزان خود بدهیم و آنها را به خودباوری در این زمینه برسانیم، می تواند مسیر یادگیری زبان انگلیسی را به مسیری با منظره ای دلنشین برای زبان آموزان ما تبدیل نماید. لحظه ای به این دو مسیر که بیان می کنم فکر کنید؛ مسیر اول به بیابانی می ماند که شما تنها رانندگی می کنید به امید رسیدن به مقصد. مسیری فاقد زیبایی و لحظات خاطره انگیز و اما مسیر دوم مسیری با نمای زیبا و خوش آب و هوا؛ مسیری که شما را از فکر مقصد رها نمی کند اما با هر قدم می توانید به مقصد نزدیک تر شده و در عین حال از مسیر و زیبایی های آن نیز لذت ببرید. کدام یک از این دو مسیر را ترجیح می دهید؟ مسیر بی آب و علف یا مسیری سراسر سرسبزی و زیبایی؟
مسیر یادگیری هم به همین شکل است؛ شما می توانید با روش های اصولی و متدهای به روز آموزش زبان انگلیسی، در لذت بردن آنها سهیم باشید و این مسیر را برای آنها لذت بخش و آسان نمایید یا ترجیج شما تنها یاد دادن یک سری قواعد و گرامر به صورت روتین باشد.
شما علاقه مند به آموزش به کدام شیوه هستید؟
در پایان امیدوارم گزارش این کلاس برای شما عزیزان مفید واقع شده باشد و بتوانید با خیالی آسوده به یادگیری زبان انگلیسی بپردازید و از این مسیر لذت فراوان ببرید و ما را نیز در این رضایت خود شریک کنید.