امروز چهارمین جلسه از دوره Effectual۵ در آکادمی زبان بهین دانش برگزار شد. و این در حالی بود که پاییز آخرین روزهای خود را سپری می کرد. ما چیزی از پاییز ندیده بودیم جز اندکی باران که هر از گاهی برای شستن آلودگی های این شهر به کمکمان می شتافت اما عمری طولانی نداشت! کم یا زیاد همینکه رنگ شهر را نارنجی و زرد کرده بود، دلتنگیمان را وسیع  می کرد و چه چیز بهتر از نشستن در کلاسی که پنجره اش به سمت همین زرد و نارنجی ها نگاه می کند.
کلاس راس ساعت همیشگی آغاز شد و همه با شال و کلاه و لباس های گرم یکی یکی به روی صندلی نشستند و شروع رسمی کلاس آغاز شد…
در ادامه گزارش کوتاهی از روند برگزاری این جلسه را با هم می خوانیم…

 

 

مرور پاییزی درس!

شروع کلاس با حضور و غیاب شروع شد و استاد برای اینکه مروری بشه بر درس های گذشته و با اطمینان بیشتری درس جدید رو بدن با کار بر روی کتاب کار و حل تمرین، مروری چند دقیقه ای انجام دادند. بچه ها هر کدوم به صورت داوطلب به حل تمرین پرداختند و سعی شد هر کجای کار که مشکل دارند رو با کمک استاد و همکلاسی های دیگه به رفع اون بپردازند.
کلاس به گروه های ۵ نفره تقسیم شد و به هر کدوم از گروه ها یه بسته از قبل آماده شده از لغات انگلیسی داده شده بود که به صورت جدا جدا کلمات تفکیک شده بودند. زبان آموزان باید کلمات رو در کنار هم می چیدند و از توی اونها دو جمله محتوا دار و البته صحیح رو می ساختند.
هدف بازی با کلمات در زبان انگلیسی: تشخیص جمله معلوم از مجهول بود و آشنایی با اینکه هر فعل have /has سببی نیست!
?Where can I have someone tell my fortune
?Where can I have my fortune told

.You can have Madame Zara read your palm
.You can have your palm read by Madame Zara

.She can get someone to tell her fortune
.She can get her fortune told

?Where can I have someone fix my watch
?Where can I have my watch fixed

.Tom has called his friend twice
.Tom has his friend call her mom

وقتی یک گروه کارش تمام میشد و استاد مطمئن می شد که گروه ها کارشون رو درست انجام دادند، بسته ها بین گروه ها جابجا می شد!
این بازی کاربردی، سرگرمی جالبی برای بچه ها محسوب می شد و همه از روند و ادامه این بازی خوشحال بودند…

به قول بزرگی: هیچوقت نگو نمی تونم؛ همیشه بگو سعیمو می کنم.

 

 

شخصی سازی زبان

خیلی اتفاقی استاد متوجه شد ،یکی از شاگردها قبل از کلاس آرایشگاه رفته و اتفاقا مدلی که خواسته بود از آب در نیومده بود و خانم آرایشگر فراموش کرده بود شانه متناسب را استفاده کنه وبه گفته زبان آموز، مادرش هم ناراضی بود. استاد از مهدیه خواست از گرامر استفاده کنه و داستانش رو به زبان انگلیسی بگه: .I had Shirin Khanom cut my hair
و بعد قرار شد بقیه همین موضوع رو بصورت مجهول ،توی دفتر هاشون بنویسند.خود قصه و اینکه مهدیه میگفت مامانش تو خونه راهش نمیده ،بساط خنده را به پا کرده بود و کلاس با انرژی و خنده های بچه ها واقعا جون گرفته بود…
هر کدوم از اونها در ادامه صحبت های بامزه مهدیه، جملات خنده دارتری می گفتند و همین شد که یادگیری مکالمه زبان انگلیسی از سر گرفته شد و همه با تسلط کامل و البته گاهی هم تپق زدن، منظور خودشون رو می رسوند.
تهیه گزارش از کلاس به شکل شگفت آوری در من احساس خوبی رو به وجود آورده بود و من هم تمام مدت در کنار بچه می خندیدم…
جمله ی “خنده بر هر دردی دواست”؛ مخصوص همین موقع هاست.

 

 

برسیم به Listening skill!

حتما با خودتون می گید Listening skill دیگه چیه؟! نگران نباشید فقط اسم ترسناکی داره گویا!
Listening skill همون مهارت شنوایی هست و استاد برای بهبود مهارت شنوایی برای زبان آموزان، فایل صوتی مخصوص به درس رو پخش کردند و از اون ها خواسته شد که به خوبی به مکالمه گوش بدن و تمرین های همون بخش رو با توجه به شنیده هاشون، حل بکنند.

البته استاد به همین صورت بچه ها رو رها نکرد و در ضمن انجام اون تمرین ها، خودش نیز کلی سوال مطرح کرد و وقتی جواب سوال رو می خواست که بشنوه، همه با هم و یکصدا جواب رو به استاد می گفتند که این خودش باعث خنده ی من و استاد کلاس شده بود.
شاید واقعا بهتره که ما هر کدوم، خودمون رو مجبور کنیم که توی جمع هایی باشیم که ما رو به سمت بالا می کشن، این کار باعث می شه که یه روزم هر کدوم از ما، نردبون یه نفر دیگه باشیم و البته دلیل پیشرفتش.

 

 

کار با دیکشنری

بسیاری از زبان آموزان فکر می کنند که دیکشنری ها فقط در مواقعی به درد می خورن که ما به دنبال معنی فارسی، کلمات انگلیسی باشیم! اما همیشه پیشنهاد تمامی اساتید مجموعه، داشتن دیکشنری های آکسفورد انگلیسی به انگلیسی، برای زبان آموزان هست. داشتن دیکشنری آکسفورد البته نسخه چاپی آن و نه نرم افزاری، تا جایی مهم شده که حتی جزء قوانین آموزشگاه زبان در اصفهان شده!
تمرین دوم کلاس این بود که استاد از زبان آموزان خواست که به عکس هایی که در دست داشتند نگاهی بندازن و به سوالاتی که درباره اون ها میشه جواب بدن. از آنجاییکه با فعل dry cleanآشنا بودند، استاد از اون ها خواست کلمات هم خانواده اون رو توی دیکشنری پیدا کنند و یه کلمه متناسب با مغازه خشکشویی رو هم پیدا بکنند.
بعد از کار با دیکشنری از اون ها خواسته شد کتاب هاشون رو ببندند و به مکالمه گوش بدن، و در مورد مکالمه ای که گوش دادند، سوال بپرسند. بعد از اون استاد از روی مکالمه خوند و توضیحاتی در مورد معنی بعضی از کلمات و گرامر بکار رفته در مکالمه هم داده شد.
در ادامه مجددا کتابها را بستند و جمله به جمله مکالمه را گوش دادند وتکرار کردند…
این بلندی و گاهی هم آروم بودن صدا برای همه اشون خنده دار شده بود و گاهی که مطمئن نبودند دارند تلفظ رو صحیح می گن، همه خیلی هماهنگ با هم صداشون رو پایین می آوردند؛ غافل از اینکه این کار رو با هم دارند انجام می دن!

 

برای داشتن بار سبک تر آرزو نکنید؛ بلکه برای داشتن پشت های محکم تر آرزو کنید…

 

 

در پایان…

در آخر از زبان آموزان خواسته شد که به گروه های دو نفره تقسیم بشن و هر گروه مکالمه مختص به خودش رو بسازه. دقایق پایانی کلاس به شنیدن مکالمه گروه های مختلف سپری شد و واقعا می شد دید که چقدر در انتخاب موضوع خلاق هستند.

یه استاد خوب بهتره که قبل از هر چیزی ترس از برقراری مکالمه رو از شاگردهاش بگیره و بدون گرفتن تصحیح اشتباهاتشون، اعتمادبنفس لازم رو به اونها بده. تصحیح دائم اشتباهات، می تونه اعتمادبنفس شاگردها رو بگیره و اون ها رو در ایجاد یک مکالمه شسته رفته، ضعیف و ضعیف تر بکنه.

بهتره با نگاه منتقد و ایرادگیرنده به موضوع نگاه نکنیم و اجازه بدیم هر کدوم از اون ها در فضایی آروم به بروز خلاقیت های زبانی خودشون بپردازن. هر از گاهی بهتره اون ها رو با آموزش اصطلاحات و عبارات انگلیسی، آشنا بکنیم و بهشون جملات جدیدی رو برای سلام کردن به انگلیسی و حتی خوش و بش های روزمره یاد بدیم.

امیدوارم از این گزارش لذت برده باشید و توانسته باشیم در کنار تهیه گزارش، آموزش های کوتاهی رو هم به شما عزیزان بدیم. در ادامه با ما همراه باشید با تهیه گزارش های بیشتر از جلسات دیگه ی این کلاس و البته دوره های متفاوت و سطح های متفاوت و جذابمون.
راستی برای ما بنویسید که انگیزه شما برای یادگیری زبان انگلیسی چیه و چرا می خواید زبان انگلیسی یاد بگیرید؟