چیزی به پایان پاییز نمانده و ما این روزها پاییز را با طعم هم نشینی با نوجوانان پر تلاشمان می گذرانیم. پنجمین روزی است که می بینمشان و پنجمین باری است که برای نوشتن از آنها روی همین صندلی آبی، برایشان آرزوی زندگی ای با لبخند می کنم.
چقدر بودن در کنار شما خوب است و چه چیز بهتر از دیدن پیشرفت شما ؟!
شما همان هایی هستید که فرق بین راحت طلبی و خوشبختی را زودتر از بسیاری از آدم ها فهمیده اید… آینده تان آباد.

 

 

شروعی از جنس عشق!

جلسه ی پنجم ساعت ۱۸:۳۰ شروع شد و استاد مشغول حال و احوال پرسیدن با زبان آموزان شد و سپس حضور و غیاب کرد.نکته ی جالب توجه خوش و بش زبان آموزان با استاد خود،صمیمیت و عشق دو طرفه ی بین آنها بود که باعث علاقه ی هرچه بیشتر زبان آموزان به کلاس می شد.سپس استاد مشغول بررسی تمرین ها شد و بعد از آنها خواست که به صورت داوطلب هر کدام یک تمرین را روی وایت برد بنویسند تا اگر نکته ای فراموش شده است، بتوانند در کلاس و در همین ابتدا حل بکنند.
تمرین ها به راحتی از طرف زبان آموزان انجام شد و هر کدام از داوطلبین امتیاز خود از فعالیت های کلاس خود را گرفتند و با تشویق و تمجدید استادشان مواجه می شدند. برای استاد هنوز این موضوع ساده نشده بود و به نظر بیش از هر چیزی شجاعت و اعتمادبنفش شاگردانش برایشان مهم بود.
حل تمرین در کلاس البته نه با اجبار، می تواند شاگردان خجالتی را که از پای تابلو آمدن فراری اند را کمی از آن حالت در بیاورد. اینکه بتوانیم در حین آموزش با روش های صحیح به تقویت اعتمادبنفس آنها کمک کنیم، باعث می شود که همه آنها یادگیری خود را صرفا به هر بار در کلاس آمدن موکول نکرده و دانش زبانی خود در بسیاری از جمع ها و موقعیت های مختلف استفاده نمایند.

 

 

ادامه ی کلاس با فوتبال!

در ادامه استاد کلمات جدیدی مانند،drive a car, swim, play soccer, play volleyball را به آنها آموزش دادند که کلمه play soccer توانست با اختلاف جذاب ترین کلمه ای باشد که تا به امروز فراگرفته بودند. این موضوع باعث خنده ی من و استادشان شده بود و البته از قبل هم می توانستیم حدس بزنیم که بهترین قسمت برای آنها همین موضوع خواهد بود.
با استفاده از سی دی های آموزش زبان انگلیسی و مختص به کتاب، این کلمات بازخوانی شد و انقدر تکرار شد تا خیال استاد از بابت تلفظ های زبان آموزانش راحت شد. تمرین و تکرار می تواند در هر کاری بهترین حرکت باشد.

 

 

!I can play volleyball

در ادامه ی کلاس بر روی استفاده ی کلمات can و can’t کار شد که برای نشان دادن توانایی یا عدم توانایی در انجام کاری هستند. مثلا اگر از جمله I can play soccer استفاده بشود، یعنی من میتوانم فوتبال بازی کنم و اگر بگوییم I can’t swim یعنی من نمیتوانم شنا کنم.این مثال های کاربردی برای Can و Can’t هستند.
سپس بر روی سوالات مربوط به can کار شد و البته پاسخ صحیح دادن به اون ها. مثلا ?Can you play soccer یعنی آیا شما میتوانی فوتبال بازی کنی؟و پاسخ اون رو با yes,I can و No,I can’t میدادند. نکته قابل توجه در اینجاست که در جواب دادن دیگر نیازی به گفتند بله یا خیر نیست.
سوال پرسیدن درباره این موضوع با What شروع می شود.مثلا ?What can you do یعنی چه کاری شما میتونی انجام بدی؟ که در جواب آن از یکی از توانایی هایمان استفاده میکنیم. به طور مثال می توانیم بگوییم: I can drive a car

 

 

بخش گروهی کلاس!

پس از تدریس استاد و مثال و تمرین، از زبان آموزان خواسته شد تا در قالب گروه های دو نفره یک مکالمه با سوال و جواب از can بسازند و به هم پاسخ واقعی با اصول صحیح را بدهند.پس از تمرین، هر گروه مکالمه ی خود را با همکلاسی های خود به اشتراک گذاشت تا همه ی کلاس از مثال های ساخته شده استفاده کرده و از جملات متنوع هم استفاده کنند و لذت ببرند.

 

اگر کم کم اضافه کنید، به زودی ذخیره بزرگی خواهید داشت…

 

 

گفت و گوی زنده در کلاس!

در پایان کلاس استاد از یکی از مسئولین واحد پسرانه درخواست کرد تا به کلاس بیابد و با استاد در مورد can مکالمه ای داشته باشند و سپس زبان آموزان باید از آنها سوالاتی با کلمه can می پرسیدند. این فعالیت جذاب و خاص، در ساعت ۲۰:۰۰ ، همزمان با زنگ اتمام کلاس به پایان رسید و زبان آموزان بعد از خداحافظی از استاد خود، از کلاس خارج شدند.
مکالمه در موقعیت های متفاوت می تواند ذهن زبان آموزان را فعال تر کرده و برای آنها به یک چالش تبدیل شود. بهتر است در همین ابتدای یادگیری زبان انگلیسی آنها را به شنیدن صداهای متفاوت و مکالمات با افراد متفاوت عادت بدهیم تا در موقعیت های واقعی دچار مشکل نشوند و تنها به مکالمه با یک شخص خاص عادت نکنند.