اگر به دنبال داستان ها و افسانه های معروف کره ای هستید در این مقاله به تشریح چند تا از آنها و معرفی آثار دیگر می پردازیم. همانطور که می دانید زمانی که یادگیری زبان کره ای را با موضوعات و کارهای مورد علاقه یتان هم سو کنید، با انگیزه و رضایت بیشتر به کارتان ادامه می دهید، داستان های کره ای یکی از فعالیت های محبوب کسانی است که مطالعه را دوست دارند و به فرهنگ و تاریخ اهمیت می دهند. اگر شما هم علاقه مند به چنین موضوعاتی هستید تا پایان مقاله همراه ما باشید.

 

توضیحات برای عکس ثبت نشده

흥부와 놀부 (نولبو و هونگبو)
روزی دو برادر به نام های نولبو و هونگبو وجود داشتند. نولبو ثروتمند و حریص بود اما هونگبو فقیر و سخاوتمند بود. یک روز هونگبو گنجشکی را با پای شکسته پیدا کرد، آن را به خانه ی خود برد و به گنجشک کمک کرد.،پرنده بهتر شد، پرواز کرد و رفت. بعدا گنجشک برگشت و سه دانه کدو برای هونگبو آورد، آن ها رشد کردند و وقتی هونگبو کدو ها را باز کرد، از آن ها سکه های بسیاری بیرون آمد. نولبو داستان را شنید و فکر به دست آوردن سکه ها به سرش زد، او یک گنجشک پیدا کرد و پایش را شکست، پرنده ی بیچاره فرار کرد و سه دانه کدو برای او آورد. دانه ها بزرگ شدند و نولبو آن ها را باز کرد، ناگهان شیاطین بیرون آمدند و نولبو را شکنجه دادند. از آن پس نولبو درس گرفت که دیگر حریص نباشد.

불순종 한 청개구리 (قورباغه درخت نافرمان)
یک قورباغه همیشه از آنچه به او گفته می شد، نافرمانی می کرد، روزی که مادرش درگذشت متوجه شد که به اشتباه، نافرمانی می کرده است و زمانی با حسرت شدیدی روبه رو شد که دیگر دیر بود.

 

توضیحات برای عکس ثبت نشده

삼년 고개 (سه سال تپه)
روزگاری در یک روستای کوچک تپه ای به نام تپه ی سه ساله وجود داشت. مردم بر این باور بودند که اگر کسی از این تپه سقوط کند، فقط سه ساله دیگر زنده می ماند. روزی پیرمردی در پی خرگوشی بود که از تپه افتاد. او بیمار شد زیرا فکر می کرد فقط سه ساله دیگر می تواند زندگی کند اما پسر بچه ای به عیادت او آمد و گفت: خیلی نگران نباش چون اگر یک بار از تپه سقوط کنی سه سال می توانی زندگی کنی اما اگر دو بار از تپه بیفتی، ۶ سال زنده خواهی ماند. پیرمرد از آن پس بارها به تپه رفت و از صعود لذت برد، بارها هم از تپه افتاد اما دیگر نگران بیماری و مرگ نبود و بهبود پیدا کرد و با خوشبختی زندگی کرد. بهتر است اشتباهات کوچک خود را ببخشیم و نگران عواقبشان نباشیم.

이야기가 가득한 지갑 (یک کیف پول پر از قصه)
یک پسر همیشه داستان هایی که می خواند را در کیفش نگه می داشت و برای دیگران آن ها را تعریف نمی کرد، روزی داستان ها به ارواح تبدیل می شوند و …

 

توضیحات برای عکس ثبت نشده

코 작은 할아버지 와 입 큰 (بینی کوچک و دهان بزرگ )
روزگاری، یک زوج پیر با هم زندگی می کردند اما با ظاهر خود مشکل داشتند. مرد بینی کوچکی داشت و زن دهان بزرگی. روزی، همسایه ی آنها، پیرمرد و پیرزن را به صرف شام دعوت کرد. آنها خیلی دوست داشتند بروند و با همسایگان اوقات خوبی داشته باشند اما از چهره خود ناراضی بودند. ایده ای به فکرشان رسید، پیرمرد بینی اش را با شمع جعلی درست کرد و پیرزن هم دهانش را دوخت. در مهمانی، خانوم ها در نزدیکی اجاق گاز صحبت می کردند به همین علت بینی پیرزن شروع به ذوب شدن کرد. همسرش از دیدن او خندید و دهانش بسیار زیاد باز شد. عصبی و ناراحت بودند و خجالت کشیدند. همسایه گفت ظاهر مهم نیست، شما خیلی مهربان هستید و ما شما را دوست داریم. از آن زمان به بعد زوج پیر با رضایت زندگی می کردند و اهمیتی نمی داد که دیگران در مورد ظاهرشان چه می گویند.

일월 (خورشید و ماه)
یک مادر فقیر هنگام رفتن به محل کار، پسر و دختر کوچک خود را در خانه تنها می گذارد. یک ببر او را در راه بازگشت به خانه، می خورد و می خواهد بچه ها را نیز بخورد اما کودکان باهوش، با طناب به بهشت فرار می کنند. پس از آن …

 

توضیحات برای عکس ثبت نشده

나무꾼과 천상의 처녀 (نجار و دوشیزگان آسمانی)
مرد فقیری با وجود اینکه آرزو دارد روزی ازدواج کند، موفق به انجام این کار نمی شود. روزی مرد به گوزنی که توسط شکارچی ای تعقیب می شده است کمک می کند، گوزن برای پاداش، مرد را راهنمایی می کند که چگونه با یک دوشیزه ی زیبای آسمانی ازدواج کند، مرد در این امر موفق می شود و ازدواج می کند اما در نهایت به مشکل برمی خورد.

바다가 짠 이유 (چرا دریا شور است)
یک پادشاه قدرتمند زمانی که دستور دهد می تواند طلا ، الماس و هر چیز دیگری را تولید کند. او به داخل کاخی رفت و دزد دریایی را دزدید و به یک منطقه دریایی دور برد، روزی پادشاه در یک قایق به دزد دریایی دستور می دهد نمک گران بهای بیشتری تولید کند،اما او هرگز به این فکر نکرده بود که چگونه جلوی حجم زیاد نمک ها را بگیرد به همین خاطر قایق در دریا غرق شد.

 

토끼가 호랑이에서 탈출 한 방법 (چگونه خرگوش از ببر فرار کرد)
ببر تلاش می کند تا خرگوش را بخورد سه بار این کار را انجام می دهد اما ناکام می ماند و خرگوش در نهایت توسط شکارچیان گرفتار می شود.

عنوان چند نمونه ی دیگر از افسانه های کره ای را در زیل برای شما ذکر کرده ایم:
눈먼 사람의 딸 دختر مرد نابینا
고블린의 클럽 باشگاه گوبلین
세 가지 질문 سه سوال
농부와 어머니 타이거 کشاورز و ببر مادر
주지사 پاشا
특별 의학 داروی مخصوص
호랑이와 설탕에 절인 과일 ببر و میوه شیرینی
호랑이, 남자, 그리고 토끼 ببر ، مرد و خرگوش

این داستان ها مواردی از دنیای قصه و افسانه ی کره بود که با شما به اشتراک گذاشتیم. موسسه ی زبان احمدرضا ابراهیمی برای شما امکان چت و گفت و گو در اپلیکیشن ARE را فراهم کرده است تا با همدیگر به زبان هدف، مکالمه کنید، یکی از موضوعات مکالمه ی شما می تواند همین داستان های شیرین و شنیدنی باشد، زمانی که شما اطلاعاتتان را با دوستان و راهبر خود به اشتراک بگذارید، آن ها هم شما را با حکایات و قصه های دیگری آشنا خواهند کرد، از این جهت همیشه داستانی دارید تا به کار مورد علاقه یتان ادامه دهید. اگر از زبان آموزان دوره های راکت و همیاد موسسه زبان ما نیستید می توانید با تکمیل کردن فرم زیر، برای ثبت نام اولیه و دریافت مشاوره کامل دوره ها، اقدام کنید.
دوره های راکت
 و همیاد دوره های خصوصی و آنلاینی هستند که شما را به سطح مدنظر خود می رسانند، با این تفاوت که دوره های راکت به صورت فشره در ۵۰ روز برگزار می شود و از پشتیبانی ۲۴ ساعته استاد برخوردار است اما در دوره های همیاد شما با انتخاب خود می توانید تعداد جلسات و روز برگزاری کلاس همچنین استاد دوره و روش آموزشی مختص خودتان را انتخاب کنید.
برای کسب اطلاعات بیشتر به جز تکمیل کردن فرم زیر می توانید با موسسه تماس بگیرید یا با کارشناسان ما که به صورت ۲۴ ساعته در بخش پشتیبانی سایت و اینستاگرام فعالیت دارند، در ارتباط باشید.